ریشه را داریم و برگ و بار نه
ریشه را داریم و برگ و بار نه / ادعا داریم و استمرار نه
وهم همچون مه مسخر کرده است/ هر کران را ، گردش افکارنه
چشم هاباز است و بیداران زیاد/ این همه بیدار و یک هشیارنه
صد هزاران پهلوانان دلیر / بوده و هستند و یک "ستار" نه
صاحب اندیشه را اندیشه نیست / تا نجوید آن چه را معیار نه
زندگی همچون شهابی لحظه وار / میرود ،چون رفت ، درتکرارنه
بخت اگر آمد ،مگو حالا برو / شاید او آید ولی صدبار نه
زندگی شیرین شود با اختیار / عقل میگوید که با اجبارنه
لذتی خوش در صداقت خفته است / گر غرض ورزی شود معمارنه
لحظه ای اندیشه کن بر حال ما / ریشه را داریم و برگ وبارنه
سیروس اسکندری
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 16:4 توسط سیروس اسکندری
|