اختیار عاشقی کردن
اختیار عاشقی کردن
اختیار عاشقی کردن اگر می داشتیم
پرجم گل را به باغ و راغ می افراشتیم
تا که باشد بزم ما را رونق از دیدار گل
هر فضا را از گل و گلبرگ می انباشتیم
خاطرات خاطرآزاری که یغماپیشه اند
خوار می دیدیم و همجون خار می پنداشتیم
در مسیر سبز هستی هر کجا بام و دری است
زادبوم هرچه شادی هاست می انگاشتیم
تا بتابد آفتاب زندگی بر روزگار
بذر گل را در تمام عرصه ها می کاشتیم
سیروس اسکندری
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 16:17 توسط سیروس اسکندری
|